ورود    صفحه آغازين    عضويت    جستجو    راهنماي انجمن





نويسنده پيغام
 موضوع پست: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: شنبه 3 دلو(بهمن) 1388, 4:42 am 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
قصد دارم اینجا کمی مطلب درباره "مهدی اخوان ثالث" بزرگ مرد شعر نو معاصر بنویسم ، برای باز شدن باب گفتگو درباره خودش و شعرهایش ، و هم مرجعی برای گلچینی از اشعارش

دوستان علاقمند دعوت به همکاری دارم

بیو گرافی اخوان :

مهدی اخوان ثالث ، به تاریخ 1207 در مشهد متولد شد ، پدر اخوان ثالث از تبار افرادی بود که بعد از انقلاب 1917 روسیه به ایران پناهنده شدند و تابعیت ایران را گرفتند.

* مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۰۷ در توس نو مشهد چشم به جهان گشود.
* در مشهد تا دوره متوسطه ادامه تحصیل داد.
* از نوجوانی به شاعری روی آورد و در آغاز قالب شعر کهن را برگزید.
* در سال ۱۳۲۶ دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد و همان جا در همین رشته آغاز به کار کرد. در آغاز دههٔ بیست زندگیش به تهران آمد و پیشهٔ آموزگاری را برگزید.
* اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیز به حومه کاشان تبعید شد.
* در سال ۱۳۲۹ بادختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث ازدواج کرد.
* در سال ۱۳۳۳ برای دومین بار به اتهام سیاسی زندانی شد.
* پس از آزادی از زندان در ۱۳۳۶ به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد.
* در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.
* در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم به‌تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد.
* در سال ۱۳۶۰ بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته (بازنشانده) شد
* در سال ۱۳۶۹ به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ ۴ تا ۷ آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر در چهارم شهریور ماه همان سال از دنیا رفت طبق وصیت وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.
* از او ۴ فرزند به‌جای مانده است.

برگرفته از ویکی پدیا


اخوان ابتداً شاعری کلاسیک بود و آثاری در قابلهای شهر کلاسیک دارد ، ولی بعد به شعر نو گرایید (طوری که همگان اخوان را شاعری در سبک نو میدانند) در شعر نو تحت تاثر شعر و سبک نیمایی قرار گرفت.

مضامین شعری اخوان بیشتر در شعرهای حماسی ، اجتمائی و بیان دردهای زندگی و جامعه است ، بنظر من شعر اخوان شعر تلخ است! ، گفتن و بازگو کردن دردها و ذلت های آدمی... گاهاً یائس و نا امیدی در اشعارش موج میزند.
اخوان شعرهایی هم با مضامین عاشقانه دارد ولی کم و انگشت شمار ، که البه شعرهای قوی و زیبایست.

فکر میکنم برای پست اول کافیست...

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: يکشنبه 4 دلو(بهمن) 1388, 1:45 pm 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
خیلی ممنون مهشید ، عالی بود

البته من یکم بیوگرافی رو کامل کنم بعد میریم سراغ اشعار

- - - - - - -
اخوان در ابتدای شاعری حوالی سالهای 1325 تا 1330 از قالبهای کلاسیک شروع کرد ، و چندین شعر بصورت چهارپاره غزل و قصیده از اخوان بجا مانده... ، حتی شعر "مرداب" را نیز بدو صورت چهار پاره ، و شعر نیمایی دارد.

اما سپس تحت اندیشه ها و نگرشهای شعری موجود در آن زمان و بخصوص تاثیر پذیری از نیما و قالب نیمایی قرار گرفت ، خود اخوان در این مورد گفته: "کوشیده است که خراسان دیروز را به مازندران امروز برساند".

نادر نادر پور
، شاعر معاصر ایران که در سال‌های نخستین ورود اخوان به تهران با او و شعر او آشنا شد معتقد است که هنر م. امید در ترکیب شعر کهن و سبک نیمایی و سوگ او بر گذشته مجموعه‌ای به وجود آورد که خاص او بود و اثری عمیق در هم نسلان او و نسل‌های بعد گذاشت.

نادرپور گفته‌است
: «شعر او یکی از سرچشمه‌های زلال شعر امروز است و تاثیر آن بر نسل خودش و نسل بعدی مهم است. اخوان میراث شعر و نظریه نیمایی را با هم تلفیق کرد و نمونه‌ای ایجاد کرد که بدون اینکه از سنت گسسته باشد بدعتی بر جای گذاشت. اخوان مضامین خاص خودش را داشت، مضامینی در سوگ بر آنچه که در دلش وجود داشت - این سوگ گاهی به ایران کهن بر می‌گشت و گاه به روزگاران گذشته خودش و اصولا سرشار از سوز و حسرت بود- این مضامین شیوه خاص اخوان را پدید آورد به همین دلیل در او هم تاثیری از گذشته می‌توانیم ببینیم و هم تاثیر او را در دیگران یعنی در نسل بعدی می‌توان مشاهده کرد.»

،

چیزی که بوضوح در اشعار اخوان مشخص است تاثیر پذیری از حوادث و رویدادهای اجتمائی و سیاسی زمان خود است.

ن پس از انقلاب 1375 ایران اخوان همچون بسیاری دیگر موجب بی مهری و بی اهمیتی و فشار حکومتی قرار گرفت و به انزوا گرایید ، در سال 1360 بدون حقوق از تمام مشاغل دولتی بازنشسته اش کردند.


و سرانجام در 4 شهریور 1369 درگذشت ، آرامگاه اخوان در توس مشهد در جوار آرامگاه فردوسی قرار دارد.

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: سه شنبه 6 دلو(بهمن) 1388, 11:23 am 

از خود

از خود
نماد کاربر

تاريخ عضويت: دوشنبه 30 ثور(اردیبشت) 1387, 9:11 am
پست ها : 621
تشکر کرده: 1 تا این لحظه
تشکر شده: 11 تا این لحظه
ocarina نوشته است:
خیلی ممنون مهشید ، عالی بود

.


خواهش می کنم

راستی من یک جایی تو نت خوندم که اخوان ثالث خودش رو اینطوری معرفی کرده :

« پدرم اسمش علی بود و اصلاً اهل فهرج یزد بود ، اما کوچ کرده و پرورده خراسان بود. او زنی داشت به نام مریم اهل خراسان و در سال 1307 « هیچ آقایی » را که من باشم ، در توس خراسان به دامان روزگار افکند و این هیچ آقا همین طور بزرگ می شد تا روزی و روزگاری دیده دارد برای خودش دلی دلی آواز می خواند. و اما چه آوازی ، مسلمان نشوند ، کافر نبیند ...

... حاصل عمر چهل اند ساله ام فقط و فقط همین است و همین ، همین چارتا کلام سرود و سرّی است که با شما مردم و با خودم و زمانه ی خودم و شما دارم ، جز همین و همین سرّ و سرودی که با شما و برای شما داشته ام ... دیگر جز این چیزی، مطلقاً هیچ ندارم ، نه سر وسامان زندگی، نه امن خاطر ، نه - عرض شود به حضور شما- هیچ منصب و رتبه و مراتب و سوابق نسوخته ی اداری و مهندسی و کمک مهندسی و دبیری و آموزگاری ( با وجود هفده هجده سال کار مرتب و منظم آموزشی در دبستان و دبیرستا ن ها و بعد هم کتابخانه ی ملی وبعد هم در رادیو و اخیراً هم چند سالی در تله ویزیون ملی که جمعاً تا بحال اگر همه سالیان را با انقطاعها و بریدگی هایش به روی هم حساب کنیم ، قریب سی سال کار گوناگون فرهنگی تواند بود ) و دیگر عرض شود به حضور شما ، نه هیچ اطمینان به فردا – آن هم در آستانه ی پیری – و نه هیچ باز نشستگی و نه حتی یک آلونک خشتی که هر چار صباح یک بار ناچار نشوم با اهل بیت محترم یک مشت خرت و پرت و چارتا کتاب و دفتر دستک و کلی یادداشت و فیش و پیش نویس و پاک نویس و بار و بندیل و اسباب اثاثه ی بر و بچه ها و خودم را به کول بگیرم و از این خانه به آن خانه ، ازاین محله به آن محله بروم و سر پناهی اجاره کنم ...
-----------------------------------------------

لحظه ي ديدار نزديك است

باز من ديوانه ام ، مستم

باز مي لرزد ، دلم ، دستم

باز گويي در جهان ديگري هستم

هاي ! نخراشي به غفلت، گونه ام را ، تيغ

هاي ، نپريشي صفاي زلفكم را ، دست

و آبرويم را نريزي ، دل اي نخورده مست

لحظه ي ديدار نزديك است

_________________
«اگر تنهاترین تنهایان شوم بازهم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است!»


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: چهارشنبه 6 دلو(بهمن) 1388, 2:55 am 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
ممنون مهشید ، البته من فکر میکنم ، توی بیوگرافی که گذاشتی یکمقدار دخل و تصرف شده ، تا اونجای که من شنیدم پدرش از تبار شوروی سابق بوده...

نقل قول:
پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران آمد و شناسنامه ایرانی گرفت، از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سه‌گانه گذاشتند

بنقل از ویکی پدیا

،
یک نکته دیگه اینکه خانواده اخوان ثالث تا چند سال پیش یک دکان عطاری در مشهد داشتند (ابتدای خیابان سناباد) ، که چند سالی هست مغازه عطاری جمع شده و رفته ، جاش شده مرغ و ماهی تازه!

- - - - -
نمیدونم تا حالا قسمت شده برین سر مزار اخوان ثالث ، میدونید که کجاست ، مشهد - توس - کنار آرامگاه فردوسی...
گریـت میگیره! ، چقدر بی مهری ، چقدر تنگ نظری ، چقدر حقارت...
باید نیم ساعت بگردی تا در محوطه آرامگاه فردوسی ، اون گوشه کنارا ، یه سنگ قبر پیدا میکنی لای چندتا بلوک سیمانی ، نه سایبان و سرپناهی...
روی سنگ قبر فقط نوشته شده "مهدی اخوان ثالث ، تاریخ تولد.... تاریخ وفات... :241:

- - - - - - - -
لحظه دیدار
البته مهشید قبلش زحمتش رو کشید

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: شنبه 10 دلو(بهمن) 1388, 12:09 pm 

از خود

از خود
نماد کاربر

تاريخ عضويت: دوشنبه 30 ثور(اردیبشت) 1387, 9:11 am
پست ها : 621
تشکر کرده: 1 تا این لحظه
تشکر شده: 11 تا این لحظه
تصوير

من شعرهای اخوان رو خیلی دوست دارم اما بعضی از شعراش درک کردنشون سخته
مثلا این تکه از شعرش:

چشم بردامن البرز سیه دوخته ام
روح من منتظر آمدن مرغ شب است
عشق در پنچه غم قلب مرا می فشرد
با توای خواب ، نبرد من و دل زین سبب است


اینجا دو تا شعر از کتاب زمستان رو گذاشتم :
نغمه همدرد
باز آیینه خورشید از آن اوج بلند
راست بر سنگ غروب آمد و آهسته شکست
شب رسید و از ره و آن آینه خرد شده
شد پراکنده و در دامن افلاک نشست

تشنه ام امشب ، اگر باز خیال لب تو
خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد
کاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب
شبنم زلف ترا نوشم و خوابم نبرد

روح من در گرو زمزمه ای شیرین است
من دگر نیستم ، ای خواب برو ، حلقه مزن
این سکوتی که ترا می طلبد نیست عمیق
وه که غافل شده ای از دل غوغایی من

می رسد نغمه ای از دور به گوشم ، ای خواب
مکن ، این نغمه جادو را خاموش مکن :
« زلف ، چون دوش، رها تا به سرِ دوش مکن
ای مه امروز پریشان ترم از دوش مکن »

درهیاهوی شب غمزده با اخترکان
سیل از راه دراز آمده را همهمه ای ست
برو ای خواب ، برو عیش مرا تیره مکن
خاطرم دستخوش زیرو بم زمزمه ای ست

چشم بردامن البرز سیه دوخته ام
روح من منتظر آمدن مرغ شب است
عشق در پنچه غم قلب مرا می فشرد
با توای خواب ، نبرد من و دل زین سبب است

مرغ شب آمد و در لانه تاریک خزید
نغمه اش را به دلم هدیه کند بال نسیم
آه ... بگذار که داغ دل من تازه شود
روح را نغمه همدرد فتوحی ست عظیم

کریم آباد ورامین، بهمن ماه 1327

- - - - - - - - - - - - -

زمستان

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت‌،

سرها در گریبان است‌.

کسی سر بر نیاردکرد پاسخ‌گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید نتواند،

که ره تاریک و لغزان است‌.

و گر دست محبّت سوی کس یازی‌،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون‌;

که سرما سخت سوزان است‌.



نفس‌، کز گرمگاه سینه می‌آید برون‌، ابری شود تاریک‌.

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت‌.

نفس کاین است‌، پس دیگر چه داری چشم‌

ز چشم‌ِ دوستان دور یا نزدیک‌؟



مسیحای جوانمرد من‌! ای ترسای پیر پیرهن‌چرکین‌!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است‌... آی‌...

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!



منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌.

منم من‌، سنگ‌ِ تیپاخوردة رنجور.

منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمة ناجور.



نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بیرنگ‌ِ بیرنگم‌.

بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌.

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد.

تگرگی نیست‌، مرگی نیست‌.

صدایی گر شنیدی‌، صحبت سرما و دندان است‌.



من امشب آمدستم وام بگزارم‌.

حسابت را کنار جام بگذارم‌.

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی‌ِ بعد از سحرگه نیست‌.

حریفا! گوش‌ِ سرمابرده است این‌، یادگار سیلی سرد زمستان است‌.

و قندیل سپهر تنگ میدان‌، مرده یا زنده‌،

به تابوت‌ِ ستبرِ ظلمت نُه‌توی مرگ‌اندود، پنهان است‌.

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است‌.



سلامت را نمی‌خواهند پاسخ‌گفت‌.

هوا دلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین‌،

درختان اسکلتهای بلورآجین‌،

زمین دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌،

غبارآلوده مهر و ماه‌،

زمستان است‌.

تهران ، دی ماه 1334
--------------------------

این شعر زمستان عالیه

_________________
«اگر تنهاترین تنهایان شوم بازهم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است!»


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: جمعه 14 حوت(اسفند) 1388, 7:36 pm 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
ممنون مهشید ،
شعر زمستان یکی از شاهکارهای اخوان هست ، همه چیز در این شعر عالی و حساب شده است ، تصویر گرایی ، بازی و چینش کلمات ، استفاده از بهترین واژه ها برای درک محیط ذهنی شعر...

در مورد شعر زمستان اخوان خانم سیمین بهبهانی میگه:

" شعر« زمستان» که در سال 34 سروده شد در میان جوامع ادبی تهران حادثه‌ای تلقی شد و مانند سرودی ملی بر زبانها جاری گشت. "


محمد کاظم کاظمی در مورد شعر اخوان میگه:

" «زمستان‌» مهدی اخوان ثالث به راستی یک کارگاه آموزشی شعر است‌. اثری است که با درنگ در جوانب گوناگون آن‌، می‌توان نکات بلاغی بسیاری را دریافت و خود به کار بست‌. به واقع این شعر، هم به کار عموم مخاطبان می‌آید، برای حظ بردن‌; و هم به کار مخاطبان خاص می‌آید، برای یاد گرفتن ظرایف و لطایفی که در آن نهفته است‌. "


اطلاع دارید که مخاطب ضمنی شعر هم ، احمد شاملو هست.

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: جمعه 14 حوت(اسفند) 1388, 8:07 pm 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
دو شعر از اخوان

باغ من و دریچه ها



باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران ، سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تار ِ پودش باد .

گو بروید ، یا نروید ، هر چه در هر جا که خواهد ،
یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست .
باغ نومیدان ،
چشم در راه بهاری نیست .

گر ز چشمش پرتو ِ گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ ِ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت ِ پست ِ خاک می گوید .

باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز .
جاودان بر اسب ِ یال افشان ِ زردش می چمد در آن
پادشاه فصلها ، پاییز...


تهران ، خرداد 1335



"باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت ِ پست ِ خاک می گوید"

این قسمت از شعر خیلی زیباست ، چینش عالی کلمات ، ویک دنیا حرف...


- - - - - - - - - - - -

دریچه ها

ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز اینده
عمر اینه ی بهشت ، اما ... آه
بیش از شب و روز ِ تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد


تهران ، دی 1335


شعر دریچه ها منو یاد مهدیه میندازه ، زمانی که مرحوم شد ،
viewtopic.php?p=3763#p3763
روحش شاد... :241:

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: شنبه 15 حوت(اسفند) 1388, 2:37 pm 

از خود

از خود
نماد کاربر

تاريخ عضويت: دوشنبه 30 ثور(اردیبشت) 1387, 9:11 am
پست ها : 621
تشکر کرده: 1 تا این لحظه
تشکر شده: 11 تا این لحظه
خیلی خشمل بود :83:
یادمه قبلنا این شعر «باغ من» رو حفظ بودم بعدش معلم ادبیاتمون که خیلی هم خوش ذوق بود واسم جایزه داد ولی الان بعضی از تیکه های شعر از یادم رفته :20:

_________________
«اگر تنهاترین تنهایان شوم بازهم خدا هست
او جانشین تمام نداشته های من است!»


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: چهارشنبه 3 حمل(فروردین) 1389, 1:32 am 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
چون سبوی تشنه ...

از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری ست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من
زندگی را دوست می دارم
مرگ را دشمن

وای ، اما با که باید گفت این؟
من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن

جویبار لحظه ها جاری...

- از دفتر "آخر شاهنامه" -

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: شنبه 16 اسد(مرداد) 1389, 9:50 am 

آشنا

آشنا
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 13 حوت(اسفند) 1388, 9:31 pm
پست ها : 186
تشکر کرده: 0 تا این لحظه
تشکر شده: 42 تا این لحظه
شعرهای زیبایی بود فوق العاده
چرا من اخوان رو کشف نکرده بودم و اینقدر مطالعه م در موردش کمه خاک عالم



اون از فروغ ، این از اخوان
پس من چی خوندم واقعا ؟! خاک عالم

_________________
مردان را برای زنان
زنان را برای کودکان
و این همه را برای شاعران

شاعران را،
برای چه افرید
خدا ؟


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: پنج شنبه 6 ثور(اردیبشت) 1391, 2:09 am 

ریش سفید

ریش سفید
نماد کاربر

تاريخ عضويت: شنبه 19 جدی(دی) 1388, 6:28 am
پست ها : 3521
محل سکونت: ویکتوری هایتس, قلای شهید کارمن, نمبر 175
تشکر کرده: 3569 تا این لحظه
تشکر شده: 2196 تا این لحظه
ایقه دیدم قومندان مرید همی شاعر است اخوان اخوان میکنه همیشه در محفلهای شعری تالار مانند شعرهای برگزیده یا که مشاعره و ... :21:
هیچ یادم نمیامد همی شعری که مه خوش دارم هم از همی نفر است :21: :

این بد که به ما کنند، با کَس نکنند؛
بر گل، ستمی رود که با خَس نکنند؛

گفتند جواب ابلهان خاموشیست؛
خاموش شدیم و ابلهان بس نکنند

_________________
Resized Image - Click For Actual Size
خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت.
I wear a fake smile,
To hide my pain.
To stop the tears,
That want to fall like rain.


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: پنج شنبه 6 ثور(اردیبشت) 1391, 2:30 am 

قـومـنـدان

قـومـنـدان
نماد کاربر

تاريخ عضويت: پنج شنبه 19 جدی(دی) 1386, 1:25 am
پست ها : 5116
محل سکونت: مشهد
تشکر کرده: 260 تا این لحظه
تشکر شده: 493 تا این لحظه
دخترک بامیانی نوشته است:
ایقه دیدم قومندان مرید همی شاعر است اخوان اخوان میکنه همیشه در محفلهای شعری تالار مانند شعرهای برگزیده یا که مشاعره و ... :21:
هیچ یادم نمیامد همی شعری که مه خوش دارم هم از همی نفر است :21: :

این بد که به ما کنند، با کَس نکنند؛
بر گل، ستمی رود که با خَس نکنند؛

گفتند جواب ابلهان خاموشیست؛
خاموش شدیم و ابلهان بس نکنند


تشکر زیاد ،
خب خوشحالم که یک نقطه مشترک در شعر هم پیدا کردیم :17:

حالا باقی شعرهایش را هم بخوانید، شاید که مورد پسند باشه...

- - - -

ای درختان عقیم ریشه‌تان در خاکهای هرزگی مستور،

یک جوانه‌ی ارجمند از هیچ‌جاتان رُست نتواند.

ای گروهی برگِ چرکین‌تارِ چرکین‌پود،

یادگار خشک‌سالی‌های گردآلود،

هیچ بارانی شما را شُست نتواند...

_________________



و دستانت

نهايت زندگی ست ...


بالا 
 مشخصات  
 
 موضوع پست: Re: دفتر شعر - مهدی اخوان ثالث (م . امید)
 پست ارسال شده در: پنج شنبه 12 اسد(مرداد) 1391, 11:43 am 

از خود

از خود
نماد کاربر

تاريخ عضويت: چهارشنبه 6 ثور(اردیبشت) 1391, 4:45 pm
پست ها : 560
تشکر کرده: 255 تا این لحظه
تشکر شده: 268 تا این لحظه
لحظه ی دیدار

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام,مستم
باز می لرزد,دلم,دستم
باز گویی درجهان دیگری هستم...

_________________
کوتاه بیا!
عمرم ب نیامدنت
قد نمی دهد!...


بالا 
 مشخصات  
 
صفحه 1 از 1 [ 13 پست ]
پاسخ به مبحث



 
اختيارات شما:
شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
Powered by phpBB © 2001, 2008